با اشاره به مبارزه جارى کارگران، دانشجويان و مردم محروم و
تحت ستم، به آسانى متوجه اين امر مهم مىشويم که اگر ضعفهاى جنبش طبقاتى برطرف
گردد، رژيم جمهورى اسلامى، توان و جرات مقابله با مبارزه نيروى عظيم تودههاى به
پاخاسته را نخواهد داشت.
مبارزه
کارگران
کارگران بخشهاى مختلف صنايع، همچنان به مبارزات
متنوعى براى رسيدن به مطالبات خود، بر عليه سيستم سرمايهدارى و رژيمشان ادامه
مىدهند. در اينجا به چند نمونه از مبارزه کارگران در روزهاى اخير اشاره مىکنيم.
کارگران کوره پزخانه «محمودآباد» خاورشهر، در اعتراض به عدم پرداخت حقوق
خود دست به تجمع زدند. غلام حيدرابراهيم باى سلامى، نماينده خواف و رشتخوار و عضو
کميسيون صنايع مجلس شوراى اسلامى، که بنا به خواست کارگران در محل حاضر شده بود، در
گفتوگويى با خبرنگار «ايلنا»، در ارتباط با اين تجمع اقرار کرد: «طبق گفته
کارگران، کارفرماى اين کورهپزخانه از پرداخت حقوق و مزاياى کارگران امتناع
مىکند... متاسفانه وزارت کار و سازمان تامين اجتماعى نيز وظايف خودشان را در قبال
اين ضعفا انجام ندادهاند و کارگران برگههاى تعهد سفيدى را که هيچ چيز در آن نوشته
نشده بود، امضاء کرده بودند». وى در مورد وظايف سازمان تامين اجتماعى و وزارت کار
در مورد امنيت شغلى کارگران نيز گفت، «متاسفانه شاهديم که در اين کورهپزخانه اطفال
زير ١٦ سال به کار گرفته مىشوند که با حداقل مزد و مزايا و عيدى پرداخت حق
بيمهشان استثمار مىشوند؛ ضمن اين که کارگران شکايت داشتند که بعد از ٢٠ يا ٣٠ سال
کارگرى در اين کورهپزخانه، هنوز داراى بيمه و مزد مناسب نيستند».
حدود ١٠٠
نفر از کارگران نانوايىهاى شهرستان اسدآباد همدان براى بررسى دستمزدها در يکى از
مساجد اين شهر، به سخنرانى گوهريان، مسئول اجرايى خانه کارگر شهرستان گوش کردند.
سپس کارگران نانوايى با اعتراض از مسجد خارج شدند و در خيابان دست به راهپيمايى
زدند و به عنوان اعتراض شيشههاى تعدادى از بانکها را شکستند. ماموران انتظامى به
کارگران معترض حمله کردند و ده نفر از آنان را دستگير نمودند.
کارکنان شرکت
ملى گاز جلوى درب ورودى وزارت نفت دست به تحصن زدند. آنان نسبت به خصوصىسازى و
وضعيت بلاتکليفى خود اعتراض داشته و با تجمع در جلوى وزارت نفت نسبت به وضعيت خود
معترض بودند.
يکى از کارکنان مهد کودکى در تهران، در گفتوگويى با روزنامه
اعتماد، نسبت به طولانى بودن زمان کارى، پايين بودن دستمزد و مزايا، نبود بيمه و
سختى کار از جمله مواردى است که کارکنان مهدهاى کودک همواره، به آن معترضند.
«فرزانه ک»، ٢٤ ساله و ديپلمه که در مهد کودک «ن» مشغول به کار است، مىگويد: « از
صبح ساعت ٦ معمولا به سر کار آمده و تا ساعت ٤ يا ٥ بعد از ظهر يعنى زمان تحويل
بچهها به والدينشان اينجا مىمانيم اما با وجود ساعات کارى زياد و سختى کار تنها
٥٠ هزار تومان دريافت مىکنيم و حتا اضافه کارى هم نداريم».
کارکنان
شهردارى آبادان، در روزهاى اخير براى دومينبار در محل شوراى شهر تجمع اعتراضآميز
برگزار کردند. تاکنون بخشى از حقوق فروردين، ارديبهشت و خرداد ماه سال جارى اين
کارگران پرداخت نشده است. شهردارى آبان ١٤٠٠ مزدبگير دارد که دستمزدشان کفاف مخارج
زندگى را نمىدهد.
پرستاران از نقاط مختلف کشور آمادگى خود را براى تجمع
اعتراضى اعلام کردهاند. آنان خواهان رسيدگى به خواستهاى خود، از جمله کاهش ساعات
کار و اضافه دستمزد هستند. فرماندارى تهران، از يک ماه پيش درخواست پرستاران را
براى تجمع در روز پرستار دريافت کرده است، اما تاکنون هنوز به اين خواست جواب نداده
است. گفته مىشود دهها هزار پرستار در اين تجمع اعتراضى شرکت خواهند کرد.
اينها فقط چند نمونه از اعتراض وسيع کارگران، در شهرهاى مختلف ايران است
که براى رسيدن به مطالبات خود به مبارزه برخاستهاند. وضع و درد و رنج اين کارگران،
کمابيش زيست و زندگى سخت و مشقتبار کل کارگران را توصيف مىکند. بنا به آخرين آمار
رسمى منتشر شده از سوى سازمان مديريت و برنامه ريزى رژيم، پيشبينى مىشود رقم
بىکاران تحصيل کرده در سال ١٣٨٢، به ٤٢ درصد برسد. براى ثابت نگاه داشتن نرخ
بىکارى بايد هر ساله ٦٧٥ هزار شغل ايجاد شود که هنوز رژيم در اين زمينه کمترين
پيشرفتى نداشته است. حتا طرح ضربتى اشتغال هم براى ايجاد تنها ٣٠٠ هزار فرصت شغلى
به مرحله اجرا درنيامده است. علاوه بر اين در اثر خصوصىسازى در دو دهه اخير بيش از
يک ميليون و نيم کارگر اخراج شدهاند و به به ارتش بىکاران پيوستهاند.
فشار بحران اقتصادى و تورم و گرانى و بىکارى و فقر و فلاکت هر روز بيشتر
بر دوش مزدبگيران سنگينى مىکند. اگر آنان تاکنون همه اين فشارهاى اقتصادى، سياسى و
اجتماعى را اجبارا تحمل کردهاند، اکنون به نظر مىرسد که مبارزه طبقاتى به
مرحلهاى وارد شده است. کارگران، زنان، جوانان، دانشجويان آزادىخواه و ديگر اقشار
محروم و تحت ستم جامعه، با دخالت همه جانبه در امر و پيشبرد مبارزه سياسى، اعتصاب
سراسرى و عمومى و ديگر اشکال مبارزه را مدنظر دارند. قطعا بدون اتحاد و همبستگى
طبقاتى نمىتوان اين مبارزه سرنوشتساز را به پيش برد و با رژيم جمهورى اسلامى
تعيين تکليف نهايى کرد.
مبارزه دانشجويان
چند روزى بيش به سالگرد ١٨ تير باقى نمانده است. رژيم، تمام
امکانات و نيروهاى سرکوبگر خود را بسيج و به حال آمادهباش درآورده است تا با ارعاب
و سرکوب و دستگيرى فعالين دانشجويى، مانع اعتصاب و اعتراض دانشجويان شود. حتا
سردمداران جمهورى اسلامى گفتهاند که احتمالا تعدادى از دستگيرشدگان را اعدام
خواهند کرد. اما با وجود همه اين بگير و به بند دانشجويان، در اکثر دانشگاههاى
کشور، به مبارزه خود به شيوههاى گوناگون ادامه مىدهند. حتا رژيم خوابگاه
دانشجويان دانشگاه تهران را تعطيل کرده است که اتحاد و مبارزه دانشجويان را
بشکند.
آيتالله نمازى، دادستان کل کشور رژيم، اعلام کرده است که از نظر
مسئولان ضرورتى براى برگزارى مراسم سالگرد ١٨ تير وجود ندارد، بنابراين امسال چيزى
به عنوان برگزارى مراسم ١٨ تير نخواهيم داشت.
بنا به گفته دادستان کل کشور،
روساى وزارت اطلاعات، کشور و علوم جمهورى اسلامى، پس از نشست مشترک به اين نتيجه
رسيدهاند که در درون دانشگاه مراسمى براى ١٨ تير برگزار نشود و در بيرون دانشگاه
نيز مسئولان امنيتى همين نظر را دارند.
نمازى، در مورد محارب بودن
دستگيرشدگان گفت: «آنچه در فقه داريم اين است که اگر کسى ارعاب و تهديد، دست به
اسلحه ببرد، حکم محارب دارد اما اين که چه کسانى اين کار را کردهاند و مصاديق آن
چه کسانى هستند، بستگى به اطلاعات و اسنادى دارد که در پرونده مطرح مىشود و اگر
ثابت شود که افرادى به روى مردم سلاح کشيدهاند، محارب هستند».
اين در حالى
است که دانشجويان دست به هيچ عمليات مسلحانه نزدهاند و در مقابل نيروهاى تا دندان
مسلح رژيم، تنها با سلاح اتحاد و همبستگى خود مبارزه و مقاومت مىکنند.
سيدعلى خامنهاى رهبر جمهورى اسلامى، فتواى برخورد شديد با دستگيرشدگان را
صادر کرده است. نشريه سپاه پاسداران در شماره ٦٢ خود در اجراى فرمان رهبرى نوشت:
«مماشات با آشوبگران بس است. با اين گونه برخوردها، آنها جرىتر مىشوند حکم
قانونى بسيارى از آنها اعدام است، چرا اين همه گذشت؟؟».
دانشجويان و
تودههاى معترض براى اين که اين تهديدهاى رژيم را خنثى کنند، بايد به متشکلشدن در
صفوف طبقاتى، براى سازماندهى مبارزه سراسرى و متحد روى آورند. چرا که تنها راه
جلوگيرى از جنايات رژيم و تحميل مطالبات صنفى-سياسى و هموار کردن راه سرنگونى
رژيم و رمز پيروزى در اتحاد و تشکل و مبارزه طبقاتى آگاه است.
شايان ذکر
است تهديد و ارعاب رژيم، مدتهاست که کاربرد چندانى ندارد. چرا که رژيم جمهورى
اسلامى در ٢٥ سال حاکميت خونين خود، هر آنچه در توان داشته براى سرکوب، کشتار،
شکنجه و اعدام، ترور و اختناق به کار گرفته است. مردم معترض ديگر ترسى از رژيم
ندارند. رژيم، اعتراضات جارى را مىتواند با ارعاب و وحشت تا چند صباح ديگرى آهنگ
مبارزه را ضعيف کند اما نمىتواند مانع رشد و گسترش آن باشد.
رژيم، کليه
ارگانهاى سرکوبگر خود را مانند سپاه پاسداران، قوه قضائيه، وزارت اطلاعات،
نيروهاى ويژه رهبرى، ماموران انتظامى، نيروهاى بسيج و... به صحنه آورده است، علاوه
بر اينها تعدادى از عوامل سازماندهى شده خود را تحت عنوان «لباس شخصىها»، به جان
دانشجويان و مردم معترض مىاندازد و سپس زمينه را براى حمله ماموران انتظامى آماده
مىسازند. همچنين امام جمعهها از تريبونهاى نماز جمعه در همه شهرستانها يک صدا
فتواهاى جانيانه صادر مىکنند و از گلههاى «لباس شخصى» هفتتيرکش، چاقوکش و
اسيدپاش مىخواهند که بدون واهمه دست به هر جنايتى بزنند.لباس شخصىها که به طور
سيستماتيک و سازماندهى شده وارد عمل مىشوند، علاوه بر حمله به تجمعات، همانطور
که در بالا نيز اشاره شد فعالين سياسى مخالف را مىربايند و پس از شکنجه به قتل
مىرسانند و در نقاط مختلف شهرها رها مىسازند. براى مثال در روزهاى پر تلاطم چند
هفته گذشته چند جسد در تهران کشف شده است. روزنامه اعتماد، درباره اين قتلهاى
مشکوک نوشت: «طى دو روز آخر هفته گذشته سه جسد در سه نقطه شهر تهران کشف شد. نخستين
جسد صبح روز چهارشنبه توسط ماموران جنگلبانى لويزان پيدا شد و متعلق به مردى در
حدود ٤٠ ساله است که با ٣٠ ضربه چاقو به قتل رسيده است. جنازه ديگرى توسط ماموران
ازگل و اضغرزاده کشف شد. مقتول لباس ورزشى به تن داشت که ٢٤ ضربه چاقو از جلو و ٦
ضربه چاقو از پشت به بدن او وارد شده است. جسد ديگر متعلق به زنى در حدود ٦٠ سال و
ناشناس است که در پتويى پيچيده و دورن رودخانه امامزاده داوود انداخته بودند».
جوخههاى مرگ اطلاعاتى رژيم، که فجيعانه و بىرحمانه با ضربات پىدرپى چاقو
فروهرها را کشتند و مختارى و پوينده را پس از ربودن به قتل رساندند، همچنان جنايت
مىآفرينند. روزى نيست که از اين دست خبرهاى تکاندهنده در روزنامهها رژيم درج
نشود.
وحشىگرىهاى رژيم به جايى رسيده است که حتا دارودستههاى رژيم، براى
تسويه حسابهاى درونى نيز از شيوههاى تروريستى استفاده مىکنند. برخى از نمايندگان
مجلس رسما گفتهاند که از تهديد و ترور مصون نيستند. در کشورى که خود مهرههاى
رژيم، اين چنين احساس ناامنى مىکنند، آن وقت شهروندان چگونه بايد امنيت خود را از
تعرض تروريستها و گروههاى مافيايى رژيم، مصون نگاه دارند؟!
چندى پيش يکى
از نمايندگان در مجلس فرياد زد: «ما امنيت نداريم و در جامعه چاقوکشها زندگى
مىکنيم!». حدود يک ماه پيش ١٣٥ نماينده مجلس جمهورى اسلامى، نامهاى به آيتالله
خامنهاى رهبر جمهورى اسلامى، نوشتند و در آن متذکر شدند قبل از اين که رژيم در
معرض فروپاشى قرار گيرد فکرى انديشيده شود. در بخشى از اين نامه، از رهبر خواسته
شده است با نوشيدن جام زهر بپذيرد که روش اداره کشور نادرست است و بايد تغيير و
تحولات اساسى صورت گيرد. نمايندگان امضاکننده اين نامه، مورد آزار و اذيت قرار
گرفتهاند و تهديد جانى شدهاند. در همين مورد تعدادى از نمايندگان مجلس، در جلسه
روز سهشنبه ٢٤ ژوئن، از تهديدها شکايت کردند. محمد کيانوشراد، نماينده اهواز، به
دست نيروهاى مدافع رهبرى کتک خورد. نماينده بروجرد، در مجلس گفت از زمانىکه اين
نامه را امضا کرده حداقل ده بار تهديد به مرگ شده است. او افزود که حتا عدهاى تلاش
کردهاند اتومبيل او را به طرف دره منحرف کنند و او را از بين ببرند. بنابراين رژيم
جمهورى اسلامى، واقعا رژيم چاقوکشها و تروريستهاست که بايد شر آن هر چه زودتر از
سر مردم آزادىخواه کنده شود.
بدين ترتيب در کشورى که نماينده مجلس آن،
يعنى نور چشمىها، با داشتن اسکورت، ماشين ضدگلوله و ويلاهاى آنچنانى، با حقوقى
ماهيانه يک ميليون و دويست هزار تومان، احساس ناامنى کند، در حاکميت چنين رژيمى،
شهروندان چگونه امنيتى خواهند داشت؟!
جالب است رژيمى که همه سردمداران و
مديران عالىرتبه آن سابقه خدمت در وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران، نيروهاى بسيج و
ديگر گروههاى تروريستى و مافيايى و چماقدارى دارند، بىشرمانه دانشجويان و مردم
معترض را «اراذل و اوباش» مىنامند.
در سه هفته اخيرى که اعتراض و اعتصاب
دانشجويان، به خيابانها کشيده شده است و جنبه تودهاى پيدا کرده است، هزاران نفر
دستگير و در سياهچالهاى مخوف قرار داده شدهاند. بنا به گفته مسئولين امنيتى
رژيم، در اعتراضات مشهد ٢١٨ نفر دستگير شدهاند، ٦٠ درصد بازداشتشدگان دانشآموز
بودهاند. ٢٠ درصد از دستگيرشدگان جوانان زير ١٥ سال بودند که پرونده آنها به
دادگاه اطفال محول شده است. يا در درگيرىهاى يزد نيز ٢٣٠ نفر دستگير شدهاند که
ميانگين سنى آنها بين ١٨ تا ٢٠ سال گزارش شده است. بنا به گزارش منابع رژيم، ١٨
درصد از دستگيرشدگان دانشجو، ٢ درصد محصل، ٢ درصد کارگر و بقيه شغل آزاد دارند.
اين گزارشات نشان مىدهد که ١٨ تير امسال، به دانشجويان محدود نمانده و به يک حرکت
اعتراضى عظيم عمومى عليه کل رژيم جمهورى اسلامى خواهد بود.
در چنين وضعيتى
سازمانها، احزاب، کانونها و ايران مهاجر و پناهنده در کشورهاى غرب اعتراضات
گستردهاى را بر عليه رژيم جمهورى اسلامى و در حمايت از مبارزات تودهاى و
دانشجويان سازمان مىدهند. تظاهرکنندگان و معترضين خواهان سرنگونى رژيم جمهورى
اسلامى، آزادى همه زندانيان سياسى و به ويژه دستگيرشدگان اخير اعم از دانشجو و
غيردانشجو و برپايى جامعه آزاد و برابر در ايران هستند.
مسلما شادى، رفاه،
عدالت، آزادى، برابرى و امنيت زمانى بر جامعه ايران حاکم خواهد شد که رژيم جمهورى
اسلامى، با يک انقلاب اجتماعى سرنگون شود و تودههاى مردم سرنوشت خود را به دست
خويش رقم بزنند و همه شهروندان در فضايى آزاد، برابر و عادلانه، بدون توجه به مليت
و جنسيت، در کليه مسايل اقتصادى، سياسى، اجتماعى و فرهنگى، نقشى فعال داشته باشند.
جمهورى اسلامى بايد برود، خواست و آرزوى قلبى اکثريت مردم ايران و همه
افراد و جريانات انساندوست و آزادىخواه در سطح منطقه و جهان است.
٢ ژوئيه
٢٠٠٣
برگرفته از جهان امروز شماره 109